تبليغاتX
دست نوشته های مدیر بازارما.کام

 

                      من یک 

                               چهار دیواری دارم... 

 

من یک چهار دیواری دارم

و دو پنجره.

پنجره هایی که هر روز منتظرند

منتظر انتظار من!

از یکی به زمین نگاه می کنم

و از دیگری به آسمان.

آسمانی که به چشمهای من امید، صبر و تحمل

و به دستهایم قوت و انرژی

و به جانم آرامش می بخشد .

و من همه را تقدیم زمین می کنم

و زمین به من لبخند می زند...

زمینی که با دستهای پر توانم در آن بذر می کارم .

با صبر و حوصله آبیاری می کنم .

و علف های هرزش را به همراه غصه هایم بیرون می ریزم .

زمینی که تمام عشق و محبتم را به آن می دهم

و منتظر می مانم...

و حاصل آن همه می شود شاخه های گل

گل هایی زیبا برای تو...

آن گاه آسمان و زمین از پشت پنجره های چهاردیواری ام به من لبخند می زنند

و نوید می دهند که تو دیگر از چهار دیواری من دور نیستی .

...

                                   من یک چهار دیواری دارم.

                                                                                                       یا علی

 

 

نوشته شده توسط در شنبه 1386/08/19 |

                

هرچیز که دل به آن گراید         گر جهد کنی به دستت آید.   

                                                                         " نظامی گنجوی "

 

اگر گیاهان باور دارند که بهار خواهد آمد چرا ما انسانها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم دست یابیم؟            " جبران خلیل جبران "

 

نگرش مثبت :

شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید و در عین حال می توانید نیازهایتان را نیز احساس كنید. پس هدفی والا برای خود تعیین كنید و در راه تحقق آن نهایت تلاشتان را به كار ببندید.

تمامی احساسات، عقاید و دانش ما به افكار درونی مان ـ آگاهانه یا غیرآگاهانه ـ بستگی دارد و چه بدانیم یا ندانیم تحت كنترل هستیم و می توانیم مثبت یا منفی، مشتاق یا بی تفاوت، فعال یا غیرفعال باشیم.

بزرگ ترین فرق بین مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. برای برخی، یادگیری لذتبخش و هیجان انگیز است، برای دیگران سخت و خسته كننده و برای بسیاری دیگر، یادگیری فقط كاری ضروری برای پیدا كردن شغلی مناسب محسوب می شود.

رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت نامیده می شود كه به علت دریافت بازخورد از طرف والدین، دوستان، جامعه و خودمان شكل می گیرد و در واقع تصویری است از ما وجهان ما.

این رفتارها غالباً به وسیله گفتگوی درونی كه مرتباًبا خود ـآگاهانه یا غیرآگاهانه ـداریم، تقویت می شوند. در واقع اولین گام برای تغییررفتار، تغییر گفتگوی درونی ماست. یكی از روش های تغییر عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.

 

تعهد    

در خود تعهد و الزام مثبت به خود، یادگیری، كار، خانواده، دوستان، طبیعت و دیگر چیزهای با ارزش ایجاد كنید. به خود و دیگران ارج نهید. در آرزوی موفقیت باشید. با شوق و اشتیاق زندگی كنید و كارهایتان را انجام دهید.

 

كنترل

فكر خود را روی چیزهای مهم متمركزكنید. برای چیزهایی كه به آن ها فكر می كنید و كارهایی كه انجام می دهید هدف و اولویت تعیین كنید، از قبل تمامی فعالیت های خود را در ذهن تصور و مرور كنید. برای مقابله با مشكلات، استراتژی داشته باشید، یاد بگیرید كه چگونه به خود آرامش بدهید. ازموفقیت ها لذت ببرید و با خود روراست باشید.

 

چالش

مشوق خود باشید. هر روز رفتار خود را تغییر دهید و بهبود بخشید. تمام تلاش خود را به كار ببندید و به عقب برنگردید. یادگیری و تغییر را غنیمت بشمارید. چیزهای نو را امتحان كنید. گزینه ها و انتخاب های مختلف را درنظر بگیرید. با افراد جدید آشنا شوید. هر چیزی را كه نمی دانید بپرسید. مواظب سلامت جسمانی و روحی خود باشید. مثبت گرا باشید. مطالعات نشان داده كه افراد دارای این مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرایط سخت، محكم و قوی به زندگی ادامه می دهند. تحقیقات همچنین نشان داد مردمی كه آگاهانه گفتگوی درونی و غرور خود را اصلاح می كنند، غالباً خیلی سریع در رفتارشان بهبود حاصل می شود. انرژی آنها افزایش می یابد و همه چیز به نظر بهتر می آید.

تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ایجاد تفكر مثبت كمك می كنند.

 

7  پیشنهاد برای ایجاد تفكر مثبت :

ـ در هر طبقه ای، در جست و جوی افراد مثبت برای ایجاد ارتباط باشید.

ـ در هر سخنرانی، در جست و جوی ایده های جالب باشید.

ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوی مفهوم هایی باشید كه برای شما مهم هستند.

ـ با هر دوستی، درباره ایده جدیدی كه به تازگی یادگرفته اید، صحبت كنید.

ـ از هر معلمی سئوال های خود را بپرسید.

ـ لیستی از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهیه كنید.

ـ به خاطر داشته باشید، شما همان چیزی هستید كه فكر می كنید.

 

زمانی که آماده اید به پیش روید . راهی وجود خواهد داشت. وقتی از موفقیت کنونی تان راضی نیستید دری جدید به رویتان گشوده می شود. هنگامی که مشتاق آموختنید معلمی می یابید و زمانی که آرزو دارید چیزی متفاوت بسازید چالشی برای ساختن فرصت های جدید پیش می اید .وقتی در جستجو مسرت هستید تمام زیبایی های اطرافتان را خواهید دید و هنگامی که در چی عشقید کسانی را می یابید که می توانید عشقتان را با آنها سهیم شوید. زمانی که مانعی راه شما را می بندد و مشکلات سنگین تر می شوند  منابع هدف و راه حل ها آشکار تر می شوند و وقتی زمان کمی دارید راه میان بری می یابید . برای برخاستن راهی منتهی به خرسندی به رویتان باز می شود.

زندگی سوآلات بسیاری از شما دارد و در پاسخ دادن به آنها است که می فهمید زندگی ارزشمند ترین ثروت  است.



 

نوشته شده توسط در شنبه 1386/08/12 |

 

خانه جایی است که دل آن جاست ...

 

خانه جایی است که دل آن جاست .

خانه،فقط یک محل نیست؛بلکه یک وضعیت ذهنی است .

فضای مقدسی که آن را در دل و روح خود همه جا می بریم .

خانه،پر از گرما،شادی وکسانی است که دوستشان داریم.

خانه گرامی داشت زندگی است.

در خانه است که ما آن کلمه مهم چهار حرفی را یاد می گیریم:"محبت" "منزل" با تک تک آجرها ساخته می شود و "خانه" با تک تک قلب ها !

خانه،در جاده ی شلوغ زندگی،محل استراحتی است که با روی خوش از تو استقبال می کند.

خانه،مدرسه ای است که اولین درس های زندگی را در آن یاد می گیریم.

خانه،صحنه ای است که در آن نقش هایمان را تمرین می کنیم و شخصیت مان را رشد می دهیم .

خانه جای آسایش،محرمیت،گرما و شادی است.

در خانه است که یاد می گیریم با خودمان و دیگران با احترام رفتار کنیم.

خانه،جایی است که در آن،جنگ های بسیار در می گیرد و پیمان های صلح بسیار امضاء می شود.

خانه ها مانند دانه های برف هستند،هیچ دوتایی از آنها شبیه هم نیستند .

حتی کوچک ترین خانه ها،بی نهایت برای محبت جا دارد .

خانه جعبه جواهری است که با ارزش ترین دارایی ما،یعنی عزیزان ما را در خود نگه می دارد .

خانواده،گروه شگفت انگیز یارانی است که نقص های مارا همان طور که هستیم می پذیرند.

وقتی همه چیز در خانواده درست باشد،همه چیز در دنیا درست خواهد شد .

در آغوش خانواده،زندگی را آغاز می کنیم و در آغوش خانواده،زندگی را ترک می کنیم .

خانواده های صمیمی،فاصله ها را با محبت،پل می زنند.

حتی اگر اعضاء خانواده زیر یک سقف زندگی نکنند،در یک دل زندگی می کنند.

اعضای یک خانواده صمیمی،حتی اگر در جهت های مختلف حرکت کنند،باز هم در یک جاده سفر می کنند .

یک خانواده خوب،مانند سلامتی،قیمت ندارد .

خانواده ها،مانند دوستان یکرنگ،معیارهای ما را ارتقاء می دهند.

خانواده ها ذغال های افروخته ای هستند که در دنیای گاه سرد،ما را گرم نگه می دارند .

ارزش های خانوادگی،صافی هایی هستند که ما از پشتشان به دنیا نگاه می کنیم .

خانواده بذری است که رشد همه چیز از آن آغاز می شود .

خانه های ما،آینه هایی هستند که سلیقه و ارزش های ما را منعکس می کنند .

خانه، یک صندلی راحتی است:گرم،راحت،آشنا .

خانواده،سکویی است که ما را به ستاره ها می رساند.

 

                                                              منبع : " خانه جایی است که دل آن جاست "

                                                                                      " بت مند کانی "

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/08/10 |

بسمه تعالی

 

قدرتمندترین حسی که در ما وجود دارد قدرت تصمیم گیری است.

ممکن است در زندگی با ناراحتی های نا خوشایند انکار ناپذیری مواجه شوید،پس بهتر است در این گونه مواقع،به جای ناراحتی وبی تابی،خوشحال باشید و سعی کنید تا از نکات مثبت زندگیتان لذت ببرید و آنقدر شجاعت داشته باشید تا بدبختی و ناکامی را حقیر بدانید،حتی اگر در شرایطی قرار گرفته اید که بایستی سخت ترین تصمیم زندگیتان را بگیرید.

زندگی افراد زمانی مشخص می شود که تصمیم میگیرند کاری انجام دهند و برای به انجام رساندن اهداف خود،فعالیت می کنند.

                                            نخستین شرط پیروزی دلیری است.

 

انرژی مثبت :

 

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این خود ما هستیم که از طریق بسیاری از اعمالی که انجام می دهیم یا اندیشه هایی که داریم و حرف هایی که بر زبان می آوریم،مجازاتها و تنبیهات خود را تعیین می کنیم .یعنی اگر تفکرات و اندیشه های ما مثبت باشد ما انرژی مثبت موجود در پیرامونمان را به خود جذب می کنیم و اگر تفکرات و اندیشه های ما منفی باشند،به تناسب انرژی منفی موجود در پیرامونمان را جذب می کنیم.

 

راستی انرژی مثبت چیست ؟

انرژی مثبت اساساً همان چیزی است که در ذهن خود تصوری درست از آن داریم،یعنی همان نور،خوبی،محبت،عشق،انفاق،دوستی،صبر،احسان به همنوع،امیدواری و...

وبه همان اندازه انرژی منفی همان چیزی است که در ذهن خود تصویری درست از آن نداریم، یعنی همان تاریکی،ظلمت،نفرت ( که مهمترین سلاح برای شیطان به شمار می رود ) بدجنسی،شرارت،رذالت،بی صبری،خودخواهی،تعصب،نا امیدی،یأس واندوه و....

این دو انرژی مثبت و منفی در مخالفت از همدیگر فعالیت می کنند و ضد یکدیگر و زمانی ما می توانیم این انرژی ها را در درونمان، آرام سازیم وبر آنها تسلط یابیم بی درنگ خدمتگذار ما می شوند .

هر چیز مثبت، مثبت خود را جذب می کند و هر چیز منفی،منفی خود را ،نور در جستجوی نور است و ظلمت شیفته ظلمت پس چنانچه ما کاملا مثبت یا کاملا منفی شویم کم کم به سراغ اشخاصی می رویم و جذب می شویم که مانند خود ما هستند . اما نباید فراموش کرد که ما خود مثبت یا منفی را انتخاب می کنیم،صرفاً با تفکر اندیشه های مثبت و بیان مطالب خوب و مثبت قادر می شویم انرژی مثبت رابه خود جذب کنیم.زیرا انسان با بیان مطالبی،قادر است میدان انرژی اطراف بدنش راتحت تأثیرقرار دهد،زیرا قدرتی عظیم درافکار و اندیشه های ما نهفته است و این خودما هستیم که محیط اطرافمان را با افکاری که در ذهن داریم،می آفرینیم.

روح قدرتی عظیم برای کنترل ذهن دارد و ذهن نیز بر جسم تسلط دارد و زمانیکه ذهن و فکر ما منفی باشد،انرژی منفی اطراف جذب کرده و باعث ضعف تدریجی سیستم دفاعی بدن شده و کالبد فیزیکی یارای مقاومت و مصونیت از بیماریها و امراض را ندارد و این زمانی پیش از پیش صادق است که افکار ما ( منفی) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نیازها و مشکلات دیگران اهمیتی ندهد.

حال آنکه اگر به فکر خدمت به دیگران باشد می تواند امراض خود را شفا دهد. با پرورش نیروی ایمان که مانند کشت گیاهان است و داشتن این تصور که اگر خوبی کنیم،خوبی دریافت می کنیم و اگر بدی کنیم،بدی دریافت می کنیم و اینکه با داشتن تفکر مثبت و بیان جملات و واژه هایی هر چند ساده که قادرید یکی از دو نوع انرژی مثبت یا منفی را جذب کنند. باورمان نمی شود که این خود ما هستیم که می توانیم راهرویی پیچ در پیچ از نا امیدی و اندوه  در خود بیافزاییم. به همان اندازه ما می توانیم جاده ای عریض و پهن و دلپذیر از تحقق یافتن تمام آرزوها و امیدهایمان و سعادت و نیکبختی مان ،پدید بیاوریم.

 

حقیقت این است که اندیشه های ما، از قدرتی خارق العاده بر خوردارند .

 

نوشته شده توسط در دوشنبه 1386/08/07 |
 

دوستان و همران عزیز به زودی مطالبی درمورد تفکر مثبت دریافت خواهید کرد .

                             منتظر مطالب انرژی مثبت باشید .

 

                                                                                                       حق یارتان یاعلی

نوشته شده توسط در جمعه 1386/07/27 |

           ناکامی یعنی تأخیر نه شکست !مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست

 

تفکر؟                                 درک؟                                          عمل؟

امرسون می گوید : "مردان بزرگ ، کسانی هستند که می دانند اندیشه ها برجهان فرمان می رانند."

اندیشه های ما سرنوشت ما را رقم می زنند . آن چه امروز هستیم ، ثمره اندیشه های دیروز ماست و فردا چیزی جز اندیشه های امروز ما نیست.شادی و خوشبختی ما، امکانات و توانایی های ما و حتی میزان موجودی بانکی ما به نوع تفکر ما بستگی دارد.و بدانید که در بزرگ اندیشی و خوش بینی ؛ افسونی نهفته است !

برای رسیدن به هرچیز،نیازمند ابزاری هستیم و برای موفقیت،به اندیشه های استوار نیازمندیم.پس،از همین حالا شروع کنید ! بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید . بزرگی زندگی، در خوشحالی و کامیابی است .

 "این ذهن ماست که ما را شاد یا ناشاد ، بدبخت یا سعادتمند و غنی یا فقیر می سازد." هرگز خود را دست کم نگیرید و از همه توان خود برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید. به این سخن ژرف بیندیشید که :

"زندگی کوتاه تر از آن است که بخواهد دست کم گرفته شود."

 مردم غالبا این حقیقت بزرگ را از یاد می برند که برای رسیدن باید اولین قدم را بردارند و سپس خود را برای برداشتن قدم های بعدی آماده کنند .

 "موفقیت های بزرگ هنگامی نصیب ما می شوند که از شروع های کوچک راضی باشیم."

همواره باید به یاد داشته باشیم که :همه راه ها از نخستین گام آغاز می شود .و این گام اول است که دشوار است.و در واقع کسی که به پشت در رسیده است ، تقریبا نیمه سخت سفر را پشت سر گذاشته است.

مشکل اساسی این است که ما از حد آرزو کردن فراتر نمی رویم و اکثرا در برداشتن اولین گام دچار تردید هستیم بی آن که بدانیم چه فسونی در همین گام نخست نهفته است .مساله اینجاست که بیشتر مردم از برداشتن اولین گام پروا دارند و این بزرگترین خطای آنهاست .

آنتونی رابینز در کتاب به سوی کامیابی معتقد است :

"ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر کم و بیش شبیه به هم هستند، پس اگر کسی در نقطه ای ازدنیا توانسته است کاری بزرگ انجام دهد ، دیگری هم که دارای مغز و اعصاب مشابه اوست می تواند عینا همان کار را انجام دهد و به همان نتیجه برسد ، به شرط آن که ؛ دقیقا از همان راهی که او رفته ، برود و طرز فکر و رفتارش شبیه به او باشد و این همان مشاهده الگوهای موفق است."

 

نوشته شده توسط در جمعه 1386/07/27 |

اندیشه های الهام بخش :

 

● خوشبختی،شکل ظاهری ایمان است.تا ایمان،امید وسخت کوشی نباشد هیچ کاری نمی توان  انجام داد.     "هلن کلر"

 

● کسی که دارای عزمی راسخ است،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .    " گوته"

 

● یک زندگی مطالعه نشده، ارزش زیستن ندارد.    "سقراط"

 

● اگر می خواهی بنده کسی نشوی،بنده هیچ چیز مشو.    "ژاک دوال"

 

● آنچه مردم را دانشمند می کند،مطالبی نیست که می خوانند؛بلکه چیزهایی است که یاد می گیرند.                                                                                                     "فرانسیس بیکن"

 

● آنکه می تواند،انجام می دهد،آکه نمی تواند،انتقاد می کند.    "جرج برنارد شاو"

 

● فکر خوب،معمار و آفریننده است. "دیل کارنگی" 

 

● اندیشه و تفکر،پشتوانه ای بزرگ درسراسرحیات بشراست و انسان بی اندیشه و تفکر،به ماده ای     بی روح می ماند.                           "پاسکال"

 

● عظمت واقعی در این نیست که هرگز شکست نخوریم،بلکه در آن است که پس از هر شکستی،دوباره به پا خیزیم .

 

● شمشیر می تواند روح را از بدن جدا کند؛ولی هرگز نمی تواند عقده ای را از مغز کسی بیرون کند.

 

● بردن همه چیز نیست،اما تلاس برای بردن،چرا!         " لومباردی "

 

● اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند،بهتر از آن است که سخن بگویی و خاموشت کنند.     " سقراط "

 

● استعداد،در فضای آرام رشد می کندو شخصیت،در جریان کامل زندگی.               " گوته "

 

● آن کسی که از رنج زندگی بترسد،از ترس،در رنج خواهد بود .                   " چینی "

 

نوشته شده توسط در جمعه 1386/07/27 |

 

تجربه :

تجربه کلمه ایست که انسانها بر خطاهای خویش می نهند .

 

آموخته ام ....که زندگی دشوار است،اما من از او سخت ترم .       

آموخته ام ....که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین وظایف را باید انجام دهم.   

آموخته ام ....که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند اما تمام شادیها و پیشرفتها زمانی رخ می دهند که در حال بالا رفتن از کوه هستم .

آموخته ام ....که فرصتها هیچگاه از بین نمی روند،بلکه شخص دیگری فرصت از دست رفته مارا تصاحب خواهد کرد.

آموخته ام ....که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم .

آموخته ام ....که لبخند ارزانترین راهی است که می توان توسط آن نگاه را وسعت داد.

آموخته ام ....که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم،اما می توانم نحوه بر خورد با آن را انتخاب کنم .

 

نوشته شده توسط در جمعه 1386/07/27 |

وقتی تو بخواهی...

 

وقتی تو بخواهی گلی زیبا بكاری.

وقتی تو بخواهی قایقی محكم بسازی.

وقتی تو بخواهی در رشته تحصیلی ات مدرك دكتری بگیری.

وقتی تو بخواهی به عیادت بیماری بروی.

وقتی تو بخواهی برای یك بار هم كه شده به شهر مورد علاقه ات سفر كنی.

وقتی تو بخواهی دوست مورد علاقه ات را بعد از 20 سال پیدا كنی.

وقتی تو بخواهی كار مورد علاقه ات را پیدا كنی.

وقتی تو بخواهی گنجشك آسیب دیده ای را مداوا كنی.

وقتی تو بخواهی سرپرستی كودك یتیمی را به عهده بگیری.

وقتی تو بخواهی برای این كه همنوعت زیر باران خیس نشود او را در زیر چتر خود پناه دهی.

وقتی تو بخواهی كه زندگی یكنواختت را به زندگی پر از شور و هیجان تبدیل كنی.

وقتی تو بخواهی برای پاسداری از میهنت 2 سال هر روز 12 ساعت مداوم از مرزهای كشورت نگهبانی بدهی.

وقتی تو بخواهی برای خوشحالی دختركی خردسال از انتقام گرفتن از پدرش بگذری.

وقتی تو بخواهی برای راحتی پرندگان اطراف خانه ات لانه ای برایشان درست كنی.

وقتی تو بخواهی انسان های گریان دور و برت را از ته دل بخندانی...

معلوم می شود كه تو برای توانستن منتظر هیچ كس نیستی

 

نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/07/24 |

                     

                   امید در زندگانی انسان آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان.

                                                        "ویکتور هوگو "

 اراده...

 

  روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم.

 

شغلم ‏را ٬ دوستانم را ، زندگی ام را

 
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت كنم.

 

به خدا گفتم :

 

آیا می ‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری ؟

 

و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد .


او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می ‏ بینی؟

 

پاسخ دادم : بلی


فرمود : ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفریدم،

 

به خوبی ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور ‏و غذای كافی دادم.

 

دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد

 

و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود

 

من از او قطع امید نكردم.

 

دردومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند.

 

و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند.

 

اما همچنان از بامبوها خبری نبود.

 

‏من بامبوها را رها نكردم

 

در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند .

 

اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم .

 

در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد .

 

در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود.

 

اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید.

 

سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو

 

به اندازه كافی قوی شوند

 

ریشه هایی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند

 

وآنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می ‏كرد

 

‏خداوند در ادامه فرمود :

 

آیا می ‏ دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها

 

ومشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ‏ساختی .

 

من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم ؟

 

همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم .


‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن

 

و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند

 

اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می ‏ كنند .

 

‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید

 

تو نیز رشد می ‏ كنی و قد می ‏كشی !


‏از او پرسیدم : من ‏چقدر قد می‏ كشم


‏در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می ‏ كند؟


جواب دادم : هر ‏چقدر كه بتواند.

 

 

نوشته شده توسط در یکشنبه 1386/07/22 |